مصادیق سبک شمردن نماز

ب) عدم رعایت آداب آن در خلوت:

 پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در روایتی چنین می فرماید:

 «من احسن صَلَوتَهُ حین یَراهُ النّاسُ و أَساءَها حینَ یَخلُوا فتلک استهانهٌ»

 یعنی: «آن کس که در مقابل مردم با دقت نماز بخواند و در خلوت بدون دقت نماز گزارد به نماز بی اعتنایی کرده است.»

 مروری بر نمازهای خلوت و جلوت ما، روشن می نماید که آیا احترام و توجه ما به نماز بیشتر بوده است یا به ناظران صحنه ی نماز.

 

ج) فراهم نکردن مقدمات نماز قبل از اذان:

 در روایت دیگری می فرماید: کسی که وضوی نماز را تا وقت اذان به تأخیر اندازد او به نماز بی اعتنایی کرده است. آری کسی که به کار اهمیت می دهد، قبل از رسیدن وقت آن، مقدمات انجام آن را فراهم می کند. کدام ملاقات و میهمانی است که وقت آن فرا رسیده باشد و ما هنوز در فکر پوشیدن لباس و یا آماده کردن شرایط آن باشیم؟!

 

د) عدم یادگیری معانی:

 آیا ندانستن معانی الفاظی که روزانه ده بار در نماز تکرار می شود به معنی بی اعتنایی به نماز نیست؟! آیا اگر ما برای طرف گفتگوی خویش در نماز اهمیتی قائل باشیم در فکر این نخواهیم بود که محتوا و مضمون مذاکره و نجوای خود را بفهمیم و با ادراک صحیح به سخن در برابر او بایستیم؟! چگونه ممکن است با اقامت کوتاه در یک کشور، تا حدودی به زبان مردم آنجا آشنا می شویم و با یکی دو بار عبور از مسیری، نام و نشان آن را فرا گیریم و در برخورد با هر بنایی از اسم و بانی و مشخصات آن جویا شویم اما هیچکدام از این توجهات و حساسیت ها در مورد نماز اعمال نشود؟! 

آیا اینها به معنی بی اعتنایی به نماز نیست؟! چگونه می توانیم پاسخگوی این عباداتی باشیم که محتوای آن جز تحقیر خداوند رب العالمین نیست؟! اینجاست که امام حسین ـ علیه السلام ـ به خداوند تبارک و تعالی عرض می کند:

 « الهی مَن کانَت‎‎‎‎‎ محاسِنُه مَساوِی فکیف لایکونُ مَساوِیه مَساوِی»

 یعنی: « خدایا آن کس که اعمال به ظاهر نیک او گناه است پس چگونه گناهان او گناه نباشد؟!»

 فرق نمازگزارانی که در نماز هیچ دردی را احساس نمی کنند جز درد فراق دوست، از هیچ حادثه ای مطلع نمی شوند، هیچ صدایی را نمی شنوند و غرق در لذت با معشوقند، نماز گزارانی که زیر شلاق و علیرغم هر گونه تهدید و شکنجه و محدودیتی نماز را بپا می دارند با کسانی که نماز را بار و رنجی می دانند که در برداشتن و عبور از آن باید شتاب کرد و در هنگام اقامه ی آن با دست و محاسن بازی می کنند و خمیازه می کشند، فقط در اهتمام و استخفاف به نماز است.

 

هـ) عجله و شتاب در نماز:

 سریع خواندن نماز و تبدیل این عبادت به عادتی که همچون عمل ماشین نویسی بدون توجه به معانی و بدون رعایت خشوع و طمأنینه انجام گیرد از نشانه های دیگر بی توجهی به نماز است. استاد شهید آیت اللّه مطهری ـ رحمه الله علیه ـ در این باره می فرماید:

 « علمای روان شناسی می گویند: «یک کار همین قدر که برای انسان عادت شد، دو خاصیّت متضاد در آن به وجود می آید. هر چه که بر عادت بودنش افزوده شود و تمرین انسان زیادتر گردد، کار، سهلتر و ساده تر انجام می شود.» یک ماشین نویس که به ماشین نویسی عادت می کند، هر چه بیشتر عادت می کند، از توجهش کاسته می شود. یعنی از اینکه این عمل او یک عمل ارادی و از روی توجّه باشد کاسته می شود و به یک عمل غیر ارادی نزدیکتر می گردد. 

خاصیّت عادت این است. اینکه در اسلام به مسأله ی نیّت تا این اندازه توجّه شده، برای جلوگیری از این است که عبادت ها آنچنان عادت نشود که به واسطه ی عادت، به یک کار طبیعی و غیر ارادی و غیر فکری و غیر هدفی و کار بدون توّجه که هدف درک نشود و فقط به پیکر عمل توجه گردد تبدیل شود.

 این ها چیزهایی است که ما تنها در نماز اسلامی به دست می آوریم و متوّجه می شویم که بسیاری از برنامه های تربیتی به وسیله این عبادت و در پیکر این عبادت پیاده می شود، گذشته از اینکه خود این عمل، پرورش عشق و محبّت خدا و معنویّت در انسان است، که این روح عبادت است.»

 مردی در حضور امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ نماز خود را با شتاب به جا می آورد. حضرت نگاهی به او کرده و فرمود: چند وقت است اینگونه نماز می خوانی؟ او گفت: مدت هاست. حضرت فرمود: مَثَل تو نزد خداوند مثل کلاغی است (که منقار بر زمین می کوبد. سجده تو خضوع در برابر خدا نیست. 

منقار به زمین کوبیدن است) اگر اینگونه بمیری بر غیر ملت و دین پیامبر اکرم، مرده ای. سپس حضرت در مورد کم گذاشتن در نماز فرمود: به درستی که دزدترین مردم کسی است که از نمازش بدزدد.

 

منابع:

۱. کتاب بحار الانوار

۲. کتاب مستدرک الوسائل

۳. تعلیم و تربیت در اسلام

/ 6 نظر / 31 بازدید
راستگو

حاج آقای عالی توصیه میکرد برای توجه بیشتر در نماز قبل از هر نمازی سلامی به امام حسین (ع) و بعد شروع کنیم

اباصالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه )

حضرت امام رضا(‌ع) نیز فزمودند: « الصلاه صله الله للعبد بالرحمه و طلب الوصال الی الله من العبد ...، نماز وصله و موهبتی از طرف خداوند مهربان و از راه رحمت و عنایت برای بنده است ئ نماز مطالبه وصال و تقرب بنده به سوی خداوند است ...». ( بحارالانوار، ج84، ص264)

اباصالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه )

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: هر گاه بنده اى شب هنگام از خواب برخیزد و در حالى که هنوز (آثار) سنگینى خواب در چشمان او باقى است ، براى خشنودى خداوند نماز شب بخواند، پروردگار متعال به ملائکه اش مباهات مى کند و مى فرماید: آیا نمى بینید بنده مرا که در نیمه شب از بستر خواب برخاست و به خاطر خواندن نمازى که بر او واجب نکرده ام ، خواب شیرین را رها کرد؟ پس ‍ شاهد باشید که او را آمرزیده ام . ارشاد القلوب (دیلمى ): ج 2، ص 15، باب 22.

اباصالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه )

روزی حضرت سلیمان(ع) در کنار دریا نشسته بود، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان(ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید. در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود، مورچه به داخل دهان او وارد شد، و قورباغه به درون آب رفت. سلیمان(ع) مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود، آن مورچه از دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت. سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید. مورچه گفت: "ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند. خداوند آن را در آنجا آفرید. او نمی تواند ار آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم. خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد. این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم وبه دهان همان

اباصالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه )

ورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند ومن از دهان او خارج میشوم." سلیمان به مورچه گفت: وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای؟ مورچه گفت آری او می گوید: ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن.