حکمت نماز در زندگی گاندی و دیل کارنگی

حکمت نماز در زندگی گاندی و دیل گارنگی

  گاندی می گوید:

« دعا ونماز ، زندگیم را نجات داده است . بدون آن باید مدتها پیش دیوانه می شدم. من در تجارب زندگی عمومی و خصوصی خود تلخ کامیهای بسیار سخت داشته ام که مرا دستخوش نا امیدی می ساخت . اگر توانسته ام بر این ناامیدی ها چیره شوم ، به خاطر نماز ها و نیایش هایم بوده است. دعا ونماز را؛ مانند حقیقت ، بخشی از زندگی خود نمی شمارم . فقط به خاطر نیاز و احتیاج شدید روحی آن ها را به کار می بسته ام زیرا اغلب خود را در وضع و حالی می یافتم که احتمالا بدون دعا و نماز نمی توانستم شادمان باشم. هر چه زمان می گذشت ، اعتقاد من به خداوند افزایش می یافت و نیاز من به دعا ونماز بیشتر می شد و بدون آن زندگی برایم سرد وتهی بود.»

دیل کارنگی:

 « هنگامی که کارهای سنگین ، قوای مارا از بین می بردو اندوه ها هر نوع اراده ای را از ما سلب می کند و بیشتر اوقات که در های امید به روی ما بسته می شود ، به سوی خدا روی می آوریم ، ولی اصلا چرا بگذاریم روح یاس و نا امیدی بر ما چیره شود؟چرا همه روزه به وسیله خواندن نماز و دعا و بجای آوردن حمدو ثنای خداوند ، قوای خود را تجدید نکنیم ؟»

  

 منابع:

۱. کتاب چرا نماز بخوانیم نوشته امیر رجبی

۲. کتاب آیین زندگی نوشته دیل کارنگی ترجمه جهانگیر افخمی 

/ 5 نظر / 11 بازدید
Jllio

وقتی دوستای خوبی کنارت هستند و باهاشون حس خوبی داری، بدون خدا خیلی دوست داره ... از آشنایی باهاتون خرسندم ♥ خوشحال میشم وبلاگ منو با عنوان "حسش هست، خوبم هست" لینک کنید و با هم تبادل داشته باشیم ♥ www.hesss.blog.ir شاد باشی عزیز ♥

سام

سلام خوبی وقت کردی یه سر هم به من بزن و نظرت رو راجب سایت کلا بگو مخصوصا در مورد قالب و سرعت باز شدن سایت مطالب رو هم ببین و نظر بده

زهرا

[گل][گل][گل]

اباصالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه )

در روزگاران دور پادشاهی بود عادل و مهربان و با مردم خوش برخورد که این پادشاه دختری داشت که از نظر زیبائی خداوند چیزی از او کم نگذاشته بود وقتی دختر به سن ازدواج رسید جارچیان پادشاه طبق دستور پادشاه در شهر جار زدند که پادشاه قصد دارد دختر خود را به عقد خدا شناس ترین فرد شهر در بیاورد او باید نمازش ترک نشود هرکس به طریقی قصد داشتند به طمع دختر و قدرت پدرش به او دست یابند در این بین دو جوان دست به دست هم دادند و یکی از انها به بیابانهای اطراف شهر رفت و دیگری به قصر پادشاه و شروع کرد به تعریف و تمجید از شریک خودکه او دائما در حال نماز است و حاضر نیست حتی به خاطر دختر پادشاه عبادتگاه خویش را ترک کند پادشاه که موضوع برایش جالب شده لود دستور داد که سپاه عظیمی به اتفاق خودش روانه عبادتگاه شخص اول بروند وقتی پادشاه و لشگرش به انجا رسیدند جوان در حال نماز خواندن بود پادشاه صبر کرد تا نماز او تمام شود ولی وقتی نماز جوان تمام شد مجددا برخاست و شروع به نماز خواندن کرد باز هم پادشاه صبر کرد ولی ظاهرا نماز خواندن جوان تمامی نداشت به حدی که پادشاه از حرکت او ناراحت شد و به قصر خود برگشت دوست جوان که از برخورد هم دستش عصبانی

اباصالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه )

امام صادق (ع) به یکی از اصحاب خود فرموند: چه مانعی دارد وقتی یکی از شما دچار غم و اندوه می­شود وضو بگیرد و به جایگاه عبادت خود برود و دو رکعت نماز بخواند و دعا کند که خداوند آن اندوه را از وی برطرف نماید مگر فرموده خدای تعالی را در سوره بقره نشنیده­ای که می­فرماید: برای غلبه بر مشکلات و ناگواریهای خود از صبر و نماز مدد بخواهید.